distomatosis
🌐 دیستوماتوز
اسم (noun)
📌 فساد کبد
جمله سازی با distomatosis
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Cases of distomatosis dropped after coordinated education campaigns reached remote herders effectively.
موارد ابتلا به دیستوماتوز پس از آنکه کمپینهای آموزشی هماهنگ به طور مؤثر به دامداران مناطق دورافتاده رسیدند، کاهش یافت.
💡 Veterinarians screened cattle for distomatosis, a liver fluke infection that quietly erodes health and farm income.
دامپزشکان گاوها را از نظر ابتلا به دیستوماتوز، نوعی عفونت ناشی از کرم کبد که بیسروصدا سلامت و درآمد مزرعه را از بین میبرد، غربالگری کردند.
💡 Public health teams explained distomatosis prevention, focusing on water management and snail control.
تیمهای بهداشت عمومی، پیشگیری از دیستوماتوز را با تمرکز بر مدیریت آب و کنترل حلزون توضیح دادند.