brightline

🌐 خط روشن

(در حقوق) «قاعدهٔ روشن» | استاندارد یا قانونی که مرزها را خیلی واضح و بدون ابهام تعیین می‌کند؛ «خط قرمزِ واضح» که تفسیرِ سلیقه‌ای را کم می‌کند.

صفت (adjective)

📌 (از قوانین، استانداردها و غیره) کاملاً واضح و روشن.

اسم (noun)

📌 شیمی فیزیک، طیف خط روشن.

جمله سازی با brightline

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 The line from Los Angeles to Las Vegas, Brightline West, is a privately-run project.

خط قطار لس‌آنجلس به لاس‌وگاس، برایت‌لاین وست، یک پروژه خصوصی است.

💡 Regulators proposed a brightline threshold to simplify compliance and audits.

نهادهای نظارتی برای ساده‌سازی رعایت قوانین و حسابرسی‌ها، آستانه‌ی روشنی را پیشنهاد کردند.

💡 Duffy said Thursday that Brightline could be “worthy of investment.”

دافی روز پنجشنبه گفت که برایت‌لاین می‌تواند «ارزش سرمایه‌گذاری» را داشته باشد.

💡 A brightline rule helps juries, but edge cases demand judgment.

یک قانون خط روشن به هیئت منصفه کمک می‌کند، اما پرونده‌های حاشیه‌ای نیاز به قضاوت دارند.

💡 We prefer a brightline test over vague guidance that invites confusion.

ما یک آزمون روشن را به راهنمایی مبهمی که باعث سردرگمی می‌شود ترجیح می‌دهیم.

کلمات مرتبط