aforehand
🌐 از پیش
قید (adverb)
📌 از قبل.
جمله سازی با aforehand
💡 Mrs. Holton said, “They didn’t say nothing aforehand ’cause they was afeared your ma woulda run with you.”
خانم هولتون گفت: «آنها از قبل چیزی نگفتند چون میترسیدند که مادرت با تو فرار کند.»
💡 Aforehand in all matters of power.
پیشقدم در تمام امور قدرت.
💡 She is come aforehand to anoint my body.
او پیشاپیش آمده است تا بدن مرا تدهین کند.
💡 Contracts drafted aforehand prevent resentment, converting hopeful handshakes into schedules, budgets, and clear responsibilities everyone can reference calmly.
قراردادهایی که از قبل تنظیم شدهاند، از بروز نارضایتی جلوگیری میکنند و دست دادنهای امیدوارانه را به برنامهها، بودجهها و مسئولیتهای واضحی تبدیل میکنند که همه میتوانند با آرامش به آنها مراجعه کنند.
💡 She emailed questions aforehand, and the curator arranged ladders, gloves, and lights, turning a rushed tour into serious, rewarding research time.
او از قبل سوالاتش را ایمیل کرد و متصدی موزه نردبان، دستکش و چراغ را آماده کرد و یک بازدید عجلهای را به یک زمان تحقیق جدی و ارزشمند تبدیل کرد.
💡 We packed aforehand for the long hike, staging gear by the door so nobody forgot headlamp batteries or the battered map.
ما از قبل برای پیادهروی طولانی وسایلمان را جمع کرده بودیم و وسایلمان را کنار در گذاشته بودیم تا کسی باتری چراغ پیشانی یا نقشهی قدیمی را فراموش نکند.