ویکی واژه - صفحه 114
- ضدبارداری خوراکی
- افراسانان
- شاخص مذاب
- راست براست
- منتقش
- آشیهه
- فروهشته
- بازخوانده
- کنگ
- زردنبو
- فطر
- آب نی
- لیبی
- آراء
- نفل
- باز نمودن
- رانک
- شاه رش
- فعل ضعیف
- آزادهمنش
- ماکو
- مکحله
- میدان بینایی دوچشمی
- ابدي
- کوک زدن
- روسوفیل
- عظت
- خمره
- وژولیدن
- گوش دادن
- اکتناز
- ضریب منجید
- مهمانی کردن
- تابدان
- راهبرد ترمیمی بیانی
- گور جنگاور
- مدبری
- پتانسیل فروشکست
- مناهی
- نرمافزار آزاد
- موس
- غمغمه
- فرصت طلبی
- بارگذاری خازنی
- ساز و باز
- مخزن فرابری
- غوشت
- زکاره
- اسپرلوس
- آگه
- شفک
- شهیر
- سازوکار فضای درونی
- گازوئیل
- کلید موقت
- غنج
- سفندارمذ
- اشمئزاز
- جای باش
- انسرینگ