آتشگیر

مترادف‌ها

اشتعال‌پذیر، قابل اشتعال

متضادها

آتش‌گریز

لغت نامه دهخدا

انداز گیر ) آتش گیر. [ ت َ ] ( نف مرکب ) آتش انداز ( در نانوائی ).

فرهنگ فارسی

( آتشگیر ) ( اسم ) ( نانوایی ) آتش انداز.
( آتش گیر ) آتش انداز

ویکی واژه

آنچه با آن آتش را میگیرند و جا بجا می‌کنند. انبر. آتش انداز
(شیمی): ویژگی هر ماده جامد، مایع، یا گازی که به آسانی شعله‌ور شود.

جمله سازی با آتشگیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 باغبان دست سوی غنچه چو اخگر نبرد تا ز منقار سمندر نکند آتشگیر

💡 حذر ز زمزمهٔ عندلیب ما بیدل که اخگرست به منقار ما چوآتشگیر

💡 تا ز آتشگیری افکار او گل فشاند زرچک پندار او

💡 شه آتشدان و آتشگیر این مشتی عوان خس که بهر خان و مانها سوختن باشند اعوانش

💡 استفاده از مواد شیمیایی آتشگیر در حین انجام آزمایش‌های حساس آزمایشگاهی، نیازمند رعایت دقیق پروتکل‌های ایمنی و حضور مربی متخصص در محیط است.

💡 آتش‌سوزی در انبار مواد آتشگیر باعث شد که نیروهای امدادی برای مهار کردن شعله‌های عظیم و جلوگیری از انفجار، ساعت‌ها تلاش بی‌وقفه کنند.

💡 بسیاری از رنگ‌های صنعتی حاوی ترکیبات آتشگیر هستند که در صورت عدم رعایت اصول نگهداری، می‌توانند خطرات جانی و مالی زیادی به همراه داشته باشند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران