افة

🌐 ضایعه

«أفة» از نظر شکل، می‌تواند به‌صورت یک واژهٔ ناقص یا کوتاه‌شده دیده شود و در عربیِ معیار به‌تنهایی بسیار رایج نیست. اگر منظور «آفة» باشد، معنی آن «آفت، آسیب، بلا، یا عامل فساد و خراب‌کننده» است. در فارسی معمولاً برای چیزی که موجب ضرر، خرابی یا تباهی می‌شود به کار می‌رود؛ مثل «آفتِ جامعه»، «آفتِ علم»، یا «آفتِ دل».

اسم (noun)

📌 بلا و مصیبت

📌 آفت

📌 ضایعه

📌 سوختگی

📌 طاعون

📌 شانکر

📌 اپیدمی

📌 شر

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بلای جان

جمله سازی با افة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حذّر الطبيبُ من افة ٍ منتشرةٍ في بعضِ المناطقِ وتحتاجُ إلى علاجٍ سريعٍ.

این پزشک درباره شیوع یک بیماری در برخی مناطق که نیاز به درمان فوری دارد، هشدار داد.

💡 ‬ثخ ؤضز‪ ٚ‬بنب م ته‪٥‬خ‪:‬‬ ‫ؤ لخ تط ‪٣‬ي‪ ٝ‬كنٕ الخلي ا ا ا ا ا ا ا افة املهدي‪.

ثذ ٚبنب مه 5خ: كَخ تَقْتَعِ 3ي ٝكَنْ كَأَلِعِ كَانَ كَأَ كَأَ كَافَةِ الِِأَافَةِ ِالمهدی.

💡 تعاني المدينةُ من افة ٍ اجتماعيةٍ تؤثرُ في سلوكِ الشبابِ ومستقبلِهم.

این شهر از یک آفت اجتماعی رنج می برد که بر رفتار و آینده جوانان تأثیر می گذارد.

💡 ظهرتْ افة ٌ خطيرةٌ في المحصولِ هذا العامِ وأقلقتِ المزارعينَ كثيرًا.

امسال آفت خطرناکی در محصول ظاهر شد و کشاورزان را به شدت نگران کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران