اعض

🌐 بیت

از ریشه «عضّ» به معنی «گاز بگیر» یا «بگز» است. در حالت امری، «اعضُض» یا صورت‌های نزدیک به آن در عربی می‌تواند مفهوم «بگز» داشته باشد، اما «اعض» به‌تنهایی بدون اعراب و بافت، شکل ناقص یا خلاصه‌شده‌ای به نظر می‌رسد.

فعل (verb)

📌 نیش زدن

جمله سازی با اعض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هذه الكلمة اعض تبدو غير مألوفة في العربية الفصحى، وقد تحتاج إلى ضبط أو توضيح.

این کلمه، اعض، در عربی معیار ناآشنا به نظر می‌رسد و ممکن است نیاز به اصلاح یا توضیح داشته باشد.

💡 لم أركل أو اعض أو اصرخ عندما تشبثت إلى حافة بركة السباحة العميقه.

وقتی به لبه استخر عمیق چسبیدم، لگد نزدم، گاز نگرفتم یا جیغ نزدم.

💡 إذا كان المقصود فعلًا أو جذرًا معينًا، فيمكن استخدام اعض داخل سياق لغوي مناسب.

اگر فعل یا ریشه خاصی مد نظر باشد، می‌توان از آن بخش در بافت زبانی مناسب استفاده کرد.

💡 رأيت كلمة اعض في القائمة، لكن معناها الدقيق لم يكن واضحًا من دون سياق إضافي.

من کلمه «عضو» را در فهرست دیدم، اما معنی دقیق آن بدون توضیح بیشتر مشخص نبود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران