يوسفي

🌐 نارنگی

این واژه غالباً به‌معنای «یوسفی» یا «منسوب به یوسف» است؛ یعنی چیزی که به یوسف مربوط باشد، مانند «سبک یوسفی»، «رنگ یوسفی» یا «نسبت یوسفی». گاهی هم در زبان روزمره برای اشاره به چیزی که ویژگی‌های مربوط به یوسف دارد، به‌کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 نارنگی

📌 ماندارین

جمله سازی با يوسفي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كانت هناك شجرة يوسفي تقف بفخر في الفناء الخلفي، محملة بالفاكهة.

یک درخت نارنگی با غرور و پر از میوه در حیاط خلوت ایستاده بود.

💡 اختارتْ الحقيبةَ بلونٍ يوسفي يلفتُ الأنظارَ في الصيف.

او کیفی به رنگ نارنجی انتخاب کرد که در تابستان توجه را به خود جلب می‌کند.

💡 اشترينا عنبًا يوسفي اللونِ من السوقِ الشعبيِّ اليوم.

ما امروز از بازار محلی انگورهایی به رنگ نارنگی خریدیم.

💡 هذا التفاحُ يوسفي الطعمِ ولذيذٌ جدًا مع الإفطار.

این سیب طعم نارنگی دارد و همراه با صبحانه بسیار دلچسب است.

💡 بعد الجيم، استمتعت بتناول يوسفي بارد لاستعادة طاقتي.

بعد از باشگاه، از خوردن یک نارنگی خنک برای بازیابی انرژی‌ام لذت بردم.

کلمات مرتبط