يلمح

🌐 نکات

یعنی «نگاهی کوتاه می‌اندازد، می‌نگرد، به‌طور گذرا می‌بیند». این فعل از ریشهٔ «لمح» است و بیشتر به دیدن سریع، نگاه دزدکی یا گذرا، و دریافتِ آنی و کوتاه اشاره دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 اشاره

📌 اشاره کردن

📌 دلالت کردن

📌 تلقین می‌کند

📌 تلقین کننده

📌 تلقین کردن

جمله سازی با يلمح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كان لديه شحوب شمعي يلمح بأنه قد يكون غير بصحة جيدة.

رنگ‌پریدگی موم‌مانندی داشت که نشان می‌داد ممکن است از سلامتی خوبی برخوردار نباشد.

💡 ‬وعلينا االبتعاد عن الشائعات ‪ ‬‬ ‫كأن أبي يلمح لي‪

ما باید از شایعات دوری کنیم، انگار پدرم دارد به من تذکر می‌دهد

💡 الطبيب يلمح إلى ضرورة الراحة الكاملة حتى يشفى المريض بشكل أفضل.

پزشک پیشنهاد می‌کند که استراحت کامل برای بهبودی بهتر بیمار ضروری است.

💡 الصحفي يلمح إلى وجود تغييرات كبيرة في السياسة خلال الأسابيع القادمة.

این روزنامه‌نگار به تغییرات اساسی در سیاست‌ها در هفته‌های آینده اشاره می‌کند.

💡 المدير يلمح إلى احتمال ترقية بعض الموظفين بعد تقييم الأداء السنوي.

مدیر به احتمال ارتقای شغلی برخی از کارمندان پس از ارزیابی عملکرد سالانه اشاره می‌کند.

💡 ‬أن لو بأيدي‬ ‫مش هسمح لحد يشوفك وال يلمح طيفك طول عمرك‪.

اگر دست من بود، تا آخر عمرم اجازه نمی‌دادم کسی تو را ببیند یا حتی نگاهش کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران