تلمح
🌐 اشاره
دیکشنری عربی به فارسی
📌 دلالت کردن
📌 اشاره به
📌 اشاره کردن
📌 که اشاره کرد
📌 پیشنهاد دادن
جمله سازی با تلمح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تلمحُ علاماتُ التقدّمِ في أداءِ الطلابِ منذُ بدايةِ الفصل.
نشانههای بهبود عملکرد دانشآموزان از ابتدای ترم مشهود بوده است.
💡 تلمحُ من نبرةِ صوتهِ أنهُ متعبٌ ويحتاجُ إلى بعضِ الراحة.
از لحن صدایش میشد فهمید که خسته است و به کمی استراحت نیاز دارد.
💡 تلمحُ في عينيه فرحًا كبيرًا بعدَ سماعِ الخبرِ السعيد.
بعد از شنیدن خبر خوب، شادی زیادی را میتوان در چشمانش دید.
💡 بل على العكس كانت تلمح بزهو أمام معارفها حتى يفهموا جميعا أن الملك ال يستريح إال في أحضانها
برعکس، او با افتخار به آشنایانش اشاره میکرد تا همه آنها بفهمند که پادشاه فقط در آغوش او آرامش مییابد.
💡 تلمح نقاءه عىل أطراف ثغره مع ّ كل إبتسامة يرسمها
با هر لبخندی که میزند، پاکی و خلوصش از گوشه لبهایش میدرخشد.
💡 ارتدت ابتسامة مشاغبة تلمح إلى مخططها المرح القادم.
لبخند شیطنتآمیزی زد که به نقشهی بامزهای که در پیش داشت اشاره داشت.