يستقر
🌐 تسویه حساب
دیکشنری عربی به فارسی
📌 تثبیت
📌 ساکن میشود
📌 ته نشین شدن
📌 آباد کردن.
📌 تثبیت کردن
📌 مستقر
جمله سازی با يستقر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يهوی الحجر من أعلى الجبل حتى يستقر في الوادي البعيد.
سنگ از بالای کوه فرو میافتد تا اینکه در دره دوردست آرام میگیرد.
💡 عندما تهبّ الرياح القوية، فيظللن العائلات في البيوت حتى يستقر الطقس من جديد.
وقتی بادهای شدید میوزد، خانوادهها تا زمانی که هوا دوباره پایدار شود، در خانه میمانند.
💡 لا يستطيع السوق أن يستقر ما دامت الأسعار تتغير كل يوم.
تا زمانی که قیمتها هر روز تغییر میکنند، بازار نمیتواند ثبات داشته باشد.
💡 في يستقر سعرُ السلعِ عادةً عندما تتوازنُ حركةُ السوقِ والعرضُ والطلب.
قیمت کالاها معمولاً زمانی تثبیت میشود که فعالیت بازار، عرضه و تقاضا در تعادل باشند.
💡 عندما يستقر الطقس، يزداد عدد الزوار في المنطقة الساحلية.
وقتی هوا رو به بهبود میرود، تعداد بازدیدکنندگان از منطقه ساحلی افزایش مییابد.
💡 ظل أعزب لسنوات لأنه كان يريد أن يستقر أولًا في حياته المهنية.
او سالها مجرد ماند، زیرا میخواست در ابتدا در حرفهاش به ثبات برسد.
💡 فلقد كان جسدها الهرم يف االتجاه املعاكس يستقر عىل األرض بال حركة
بدن پیرش، رو به جهت مخالف، بیحرکت روی زمین افتاده بود.