يدمغ

🌐 تمبر

از ریشهٔ دَمَغَ ؛ یعنی «بر سر / مغز می‌زند، به‌کلی باطل می‌کند، حجت را می‌شکند». در عربی گاهی برای «باطل کردن قاطعانه» هم می‌آید.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تمبر

📌 رد کردن

جمله سازی با يدمغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تقوم الجهة الرسمية يدمغ الوثائق بختمها بعد التحقق من صحة المعلومات.

نهاد رسمی پس از تأیید صحت اطلاعات، اسناد را با مهر خود مهر می‌کند.

💡 ولكم تمنيت ان يكون تاريخه مجهول لم يدمغ في سجالت‬ ‫الحكومة‪

چقدر آرزو می‌کردم که تاریخچه‌اش ناشناخته بود، و در اسناد دولتی ثبت نمی‌شد.

💡 لا يجوز أن يدمغ الموظف الأوراق قبل مراجعتها بدقة وتوقيع المسؤول.

کارمند اجازه ندارد قبل از بررسی دقیق و امضای مدارک توسط مقام مسئول، آنها را مهر کند.

💡 في السوق الشعبي، يدمغ البائع الذهب بعلامة واضحة لضمان أصالته للمشترين.

در بازار سنتی، فروشنده طلا را با علامت واضحی مهر می‌کند تا اصالت آن را برای خریداران تضمین کند.

💡 لا يُقبل الطلب حتى يدمغ بالموافقة النهائية من الجهة المختصة.

درخواست تا زمانی که مهر تأیید نهایی از مرجع ذیصلاح را نداشته باشد، پذیرفته نخواهد شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران