دمغ

🌐 تمبر

«دَمَغَ» در عربی به‌معنای کوبیدن، شکستن، یا مغز را آسیب زدن است و در برخی کاربردها به‌طور استعاری یعنی با دلیل قاطع بر چیزی غلبه کردن یا آن را کاملاً باطل کردن. این ریشه گاهی معنای ضربهٔ شدید و اثرگذار دارد. در متون مختلف، ممکن است هم معنای جسمی و هم معنای انتزاعی داشته باشد.

اسم (noun)

📌 مهر زنی

دیکشنری عربی به فارسی

📌 علامت گذاری

جمله سازی با دمغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 صلاحيتها: سنتين من تاريخ دمغ التأشيرة على الجواز.

اعتبار: دو سال از تاریخ درج مهر ویزا در گذرنامه.

💡 دمغتُ الورقةَ بختم المدرسة حتى تصبح جاهزة للتسجيل.

برگه را مهر مدرسه زدم تا برای ثبت نام آماده باشد.

💡 دمغَ الموظفُ الوثيقةَ بالختم الرسمي قبل تسليمها إلى الإدارة.

کارمند قبل از تحویل سند به اداره، آن را با مهر رسمی مهر کرد.

💡 وفي هذا الصدد يعتبر الجهاز الذي يستخدمه بلدي في دمغ الأسلحة إلكترونيا أداة قيمة في الحرب ضد هذا البلاء.

در این راستا، دستگاهی که کشور من برای علامت‌گذاری الکترونیکی سلاح‌ها استفاده می‌کند، ابزاری ارزشمند در جنگ علیه این بلای خانمان‌سوز است.

💡 ويوصي ذلك الفريق ببدء مفاوضات بهدف إعداد صك دولي بشأن دمغ وتعقب الأسلحة الصغيرة والأسلحة الخفيفة غير المشروعة.

بنابراین، این تیم توصیه می‌کند مذاکراتی با هدف تهیه یک سند بین‌المللی در مورد علامت‌گذاری و ردیابی اسلحه کوچک و سلاح‌های سبک غیرقانونی آغاز شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران