يحمر

🌐 سرخ می کند

«يحمر» از ریشه «حمر» به معنای «سرخ می‌شود» یا «قرمز می‌گردد» است، نه از ریشه «حمد». این فعل در مضارع برای سوم‌شخص مفرد به‌کار می‌رود و معمولاً برای تغییر رنگ به سرخی یا سرخ شدن چیزی استفاده می‌شود. در فارسی می‌شود آن را «او سرخ می‌شود» ترجمه کرد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 سرخ شدن

📌 فلاشینگ

📌 سرخ کردن

📌 قرمز شدن

📌 قرمز می شود

📌 رنگ‌آمیزی

جمله سازی با يحمر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 السماءُ يحمر ُ لونُها عند الغروب الجميل.

آسمان در غروب زیبای خورشید سرخ می‌شود.

💡 عند الغروب، التفتت إليه وهمست بكلمات رومانسية، مما جعله يحمر خجلًا.

هنگام غروب آفتاب، رو به او کرد و کلمات عاشقانه‌ای زمزمه کرد که باعث شد او سرخ شود.

💡 وجهُ الطفلِ يحمر ُ خجلًا حين يسمعُ المديحَ المفاجئ.

وقتی کودک تعریف غیرمنتظره‌ای را می‌شنود، صورتش از خجالت سرخ می‌شود.

💡 التفاحُ الناضجُ يحمر ُ تحت أشعة الشمس في البستان.

سیب‌های رسیده در باغ زیر نور خورشید قرمز می‌شوند.

💡 إطراءاتها السلسة جعلته يحمر خجلًا ويبتسم بشكل أوسع من ذي قبل.

تعریف‌های نرم و بی‌پیرایه‌اش باعث شد او سرخ شود و لبخندش پهن‌تر از قبل شود.

💡 لا استطيع حتى النظر اليه دون ان يحمر وجهي خجلا

حتی نمی‌تونم بدون اینکه صورتم از خجالت قرمز بشه، بهش نگاه کنم.