اضطره

🌐 مجبورش کرد.

این واژه به معنی «او را ناچار کرد» یا «او را مجبور ساخت» است. در اینجا کسی یا چیزی باعث می‌شود فردی کاری را از روی اجبار انجام دهد یا در وضعیتی ناخواسته قرار بگیرد. این معنا بیشتر به «اضطرار» و اجبار مربوط است تا «اضطراب» روانی.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 او را مجبور کرد

📌 مجبور کردنش

📌 ملزم کردن او

جمله سازی با اضطره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اضطره الخوف إلى الصمت وعدم الرد على الأسئلة.

ترس او را مجبور کرد سکوت کند و به سوالات پاسخ ندهد.

💡 ولا يمكن للناقل القطري الآن السفر إلى 18 من وجهاته في تلك البلدان، ما اضطره إلى إلغاء قرابة 50 رحلة يومياً.

این شرکت هواپیمایی قطری اکنون قادر به پرواز به ۱۸ مقصد خود در آن کشورها نیست و مجبور شده است نزدیک به ۵۰ پرواز در روز را لغو کند.

💡 أصيب جرح الرياضي بالعدوى، مما اضطره للغياب عن عدة مباريات.

زخم این ورزشکار عفونت کرد و او مجبور شد چندین مسابقه را از دست بدهد.

💡 وهذا هو ما اضطره ان يشترى لها كل ما تحتاجه

همین باعث شد هر چه لازم داشت برایش بخرد.

💡 اضطره المرض إلى ملازمة البيت لعدة أيام متتالية.

این بیماری او را مجبور کرد چند روز متوالی در خانه بماند.

💡 اضطره السفر المفاجئ إلى ترك الاجتماع قبل نهايته.

این سفر ناگهانی او را مجبور کرد قبل از پایان جلسه آن را ترک کند.

کلمات مرتبط