يتساقط

🌐 می‌افتد.

یعنی «دانه‌دانه یا پی‌درپی فرو ریختن و افتادن». این واژه معمولاً برای چیزهایی مثل برگ، باران، اشک، مو یا اجسام کوچک به کار می‌رود که یکی‌یکی از بالا پایین می‌افتند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 افتادن

📌 بیرون افتادن

📌 قطره چکان

📌 انبار

📌 بیا پایین

جمله سازی با يتساقط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رغم الشروق، بدأ المطر الخفيف يتساقط بشكل غير متوقع.

با وجود طلوع خورشید، باران ملایمی به طور غیرمنتظره‌ای شروع به باریدن کرد.

💡 في الخريف، يتساقط الورق الأصفر من الأشجار في الشوارع الهادئة.

در پاییز، برگ‌های زرد از درختان در خیابان‌های خلوت می‌ریزند.

💡 يقف الطفل قرب النافذة، ينظر إلى المطر وهو يتساقط على الأشجار.

کودک نزدیک پنجره ایستاده و به باران که روی درختان می‌بارد نگاه می‌کند.

💡 بدأ المطر يتساقط بهدوء فوق الأشجار، فانتشرت رائحة الأرض المبللة.

باران آرام آرام روی درختان شروع به باریدن کرد و بوی خاک خیس همه جا را فرا گرفت.

💡 وجهي علی النافذة لأشاهد المطر يتساقط بهدوء.

صورتم را به سمت پنجره برگرداندم تا بارش آرام باران را تماشا کنم.

💡 فنظر الطفلُ من النافذة إلى المطر وهو يتساقط فوق الشارع الهادئ.

کودک از پنجره به باران که بر خیابان آرام می‌بارید نگاه کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران