الساقط
🌐 افتاده
اسم (noun)
📌 حادثه
دیکشنری عربی به فارسی
📌 افتاده
📌 افتادن
جمله سازی با الساقط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رأيتُ الحجر الساقط من أعلى الجبل يثير الغبار.
دیدم که سنگ از بالای کوه افتاد و گرد و غبار بلند کرد.
💡 ولكن هذا العُال عندي قد تهاوى لمعان نجمه في سمائي ولمحت شهابه الساقط يستقر في العدم.
اما این دنیای من درخشش خود را از دست داده، ستارهاش در آسمان من محو شده، و من شهابسنگ سقوطکنندهاش را دیدهام که در نیستی فرو میرود.
💡 حاول العامل تجنب الجسم الساقط بسرعة.
کارگر سعی کرد به سرعت از جسم در حال سقوط اجتناب کند.
💡 التقطنا الورقة الساقط على الأرض بعد هبوب الرياح.
برگی را که بعد از وزیدن باد روی زمین افتاده بود، برداشتیم.
💡 فتحوا الباب وسلطوا أضواءهم حول ذالك الش يء الساقط أرضا
آنها در را باز کردند و نورشان را دور جسمی که روی زمین افتاده بود، انداختند.