لَيَسْقُطْ

🌐 بگذار بیفتد.

از ریشه «سقط» به‌معنای «افتادن، فرو ریختن» است. ليسقط یعنی «تا بیفتد» یا «بگذار بیفتد / باید بیفتد» بسته به سیاق. در متون مختلف می‌تواند به سقوط جسمی، از بین رفتن اعتبار، یا فرو افتادن چیزی از بالا اشاره کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 افتادن

📌 پایین با

جمله سازی با لَيَسْقُطْ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‫ور َ‬ ‫و ُر َ‬ ‫تقرح األجفان‬ ‫و َب َدل الدمع والبُكاء و ُ‬ ‫بحجارة ليسقط كل األذقان‬ ‫صي ‪ِ

و پلک‌ها درد گرفت و به جای اشک و گریه، سنگ‌ها بر چانه‌ها فرو ریختند.

💡 ‬و ال ُحت ُ‬ ‫خوفا ليسقط يب جبحيم رعُب قليب مما رأتك عليه عيين حلظتها!

و من از افتادن می‌ترسیدم، قلبم از آنچه چشمانم در آن لحظه می‌دید، پر از وحشت شد!

💡 ‬لن أتركه أبدا ليسقط في أيدي‬ ‫المخربين والشيوعيين»‪.

من هرگز نمی گذارم به دست خرابکاران و کمونیست ها بیفتد.

💡 ‬لم يدم فرحنا كثيرا ليسقط علينا هذا الخبر املشؤوم‬ ‫كالصاعقة‪

شادی ما کوتاه مدت بود، زیرا این خبر شوم مانند صاعقه ای بر ما فرود آمد.

💡 تحرك الصندوق بقوة حتى كاد ليسقط من على الطاولة.

جعبه چنان تکان شدیدی خورد که نزدیک بود از روی میز بیفتد.