وولی
🌐 والی
این شکل نیز عملاً همان «ولی» یا صورت نزدیک به آن است و میتواند به «سرپرست»، «دوست نزدیک»، «یاور»، یا «صاحب ولایت» معنا شود. در متون عربی، «ولی» مفهومی مهم در حوزهی دوستی، یاری، و اختیار دارد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 و وارث
📌 پشمالو
📌 وال-ای
جمله سازی با وولی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كان وولی يراقبُ حركةَ الزبائنِ عندَ البابِ، ثم سجّلَ الملاحظاتِ في دفترِه الصغيرِ.
وولی داشت رفت و آمد مشتریان را در جلوی در مشاهده میکرد، سپس مشاهداتش را در دفترچه یادداشت کوچکش ثبت کرد.
💡 عرّفنا المضيفُ على وولی قبلَ بدءِ الحفلِ، وطلبَ منّا أن نرحّبَ بهِ بحرارةٍ.
میزبان قبل از شروع مهمانی ما را به وولی معرفی کرد و از ما خواست که از او به گرمی استقبال کنیم.
💡 تحدّثَ وولی عن تجربتِه في السفرِ، فاستمعَ الجميعُ إليه باهتمامٍ واضحٍ.
وولی درباره تجربه سفرش صحبت کرد و همه با علاقه آشکاری به او گوش دادند.