ومريحة

🌐 راحت

«مريحة» از ریشهٔ «ر‌و‌ح» یا «م‌ر‌ح» در کاربردهای نزدیک به معنای «آرام‌کننده، آسایش‌بخش، راحت‌کننده» است. این واژه برای چیزی یا کسی به‌کار می‌رود که موجب راحتی، آرامش و رفع خستگی می‌شود؛ یعنی «دلپذیر، راحت‌کننده، آسودگی‌بخش».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 و راحت

📌 و دنج

📌 و آرامش بخش

📌 راحت و

📌 و آرام

جمله سازی با ومريحة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كانت الغرفةُ ومريحة جدًا، ولذلك نامَ الضيفُ بسرعةٍ بعدَ رحلةٍ طويلةٍ.

اتاق بسیار راحت بود، بنابراین مهمان پس از یک سفر طولانی به سرعت به خواب رفت.

💡 رائحة القهوة مع الكعك كانت لذيذة ومريحة في صباح الشتاء.

بوی قهوه با کیک در یک صبح زمستانی خوشمزه و دلچسب بود.

💡 ‬فالزمالة الدراسية اعتبرها صدّاقة معدّلة‬ ‫سطحية ومريحة‪

او معاشرت دانشگاهی را نوعی دوستی اصلاح‌شده، سطحی و راحت می‌دانست.

💡 ترتب الأسرة أثاث الغرفة الجديدة بطريقة بسيطة ومريحة للعين.

خانواده مبلمان اتاق جدید را به روشی ساده و از نظر بصری دلپذیر می‌چینند.

💡 كانت الحافلة نظيفة ومريحة أكثر من المتوقع في ذلك الصباح.

اتوبوس آن روز صبح تمیزتر و راحت‌تر از آن چیزی بود که انتظار می‌رفت.

💡 كانت الغرفة ضيقة، لكنها مرتبة ونظيفة ومريحة للنوم.

اتاق کوچک بود، اما مرتب، تمیز و برای خواب راحت بود.

💡 اختارتْ الأسرةُ سيارةً ومريحة لأنَّها ستستخدمها في السفرِ كلَّ عطلةٍ.

خانواده یک ماشین راحت را انتخاب کردند زیرا قرار بود در هر تعطیلات از آن برای سفر استفاده کنند.

💡 يساهم تنظيم المناسبات العامة في توفير أجواء آمنة ومريحة للزوار.

برگزاری رویدادهای عمومی به فراهم کردن محیطی امن و راحت برای بازدیدکنندگان کمک می‌کند.

💡 الجلسةُ في الحديقةِ كانت ومريحة بسببِ الهواءِ النقيِّ وظلالِ الأشجارِ الكثيفةِ.

نشستن در باغ به دلیل هوای تازه و سایه درختان انبوه، آرامش بخش بود.

💡 فٱخلع الحذاء عند باب البيت لتبقى الأرضية نظيفة ومريحة للجميع.

کفش‌هایتان را دم در خانه دربیاورید تا کف خانه برای همه تمیز و راحت بماند.

💡 اشترت العائلة أريكةً وثيرة ومريحة للجلوس الطويل.

خانواده یک مبل راحتی نرم و راحت برای نشستن طولانی مدت خریدند.

کلمات مرتبط