اشمس

🌐 خورشید

این واژه در عربی به‌صورت صفت به معنای «بسیار آفتاب‌خورده»، «دارای گرمی و درخشندگیِ خورشید» یا گاهی «سرخ‌فام و مایل به رنگ آفتاب» به کار می‌رود. در برخی استعمال‌های لغوی، برای توصیف چیزی که در اثر تابش آفتاب روشن، گرم یا رنگ‌گرفته شده باشد نیز می‌آید. ریشه آن به «شمس» مربوط است و بار معنایی آن غالباً با نور، گرما و تابش خورشید پیوند دارد.

صفت (adjective)

📌 آفتابی ترین

جمله سازی با اشمس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 في الصباح الباكر، لاحظتُ أن لون السماء اشمس من المعتاد بسبب الغبار.

صبح زود، متوجه شدم که به خاطر گرد و غبار، آسمان آفتابی‌تر از همیشه است.

💡 قال الفلاح إن وجه الأرض صار اشمس بعد أيام طويلة من الجفاف.

کشاورز گفت که چهره زمین پس از روزهای طولانی خشکسالی، آفتابی‌تر شده است.

💡 بدت الجبال اشمس حين انعكست عليها أشعة الغروب.

وقتی پرتوهای غروب خورشید از کوه‌ها منعکس می‌شد، آنها آفتابی‌تر به نظر می‌رسیدند.

کلمات مرتبط