مشمس

🌐 آفتابی

«مشمس» یعنی «آفتاب‌خورده» یا «در معرض آفتاب». این واژه از «شمس» به معنای خورشید گرفته شده و برای چیزهایی به کار می‌رود که نور خورشید به آن‌ها رسیده است. در بعضی کاربردها، مثلاً دربارهٔ آب یا غذا، «مشمس» می‌تواند اشاره به چیزی داشته باشد که زیر آفتاب مانده است.

صفت (adjective)

📌 آفتابی

📌 آفتابگیر

📌 آفتاب گیر

📌 آفتاب زده

📌 آفتاب خورده

جمله سازی با مشمس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يوم مشمس قضيت ثلاثين دقيقة التقطت الكثير من الزهرات الصغيرة الرقيقة التي سقطت من الأشجار.

در یک روز آفتابی، سی دقیقه را صرف چیدن گل‌های کوچک و ظریف زیادی کردم که از درختان افتاده بودند.

💡 الجو مشمس في الربيع، لكن الهواء يبقى لطيفًا وغير حار جدًا.

هوا در بهار آفتابی است، اما هوا همچنان دلپذیر و نه خیلی گرم است.

💡 تصرف الزوار في الحديقة بطريقة متشابهة، مستمتعين بيوم مشمس معًا.

بازدیدکنندگان پارک نیز رفتاری مشابه داشتند و از یک روز آفتابی در کنار هم لذت می‌بردند.

💡 الجو مشمس اليوم، وهذا جعل الأطفال يخرجون للعب في الساحة منذ الصباح.

امروز هوا آفتابی است و این باعث شده بچه ها از صبح بروند بیرون و توی حیاط بازی کنند.

💡 تتقلب أحوال الطقس كثيرًا في الربيع، فيومٌ مشمس ويومٌ ماطر.

آب و هوا در بهار بسیار متغیر است، روزهای آفتابی و روزهای بارانی دارد.

💡 في الواقع انه يوم مشمس هذا هو السبب في أنني قد وضعت ابنتي داخل هذا الصندوق أين تسكن؟

راستش، هوا آفتابیه، برای همین دخترم رو گذاشتم تو این جعبه. کجا زندگی می‌کنه؟