اشفقت
🌐 احساس تاسف کردم
گذشتهٔ «أشفق» در صیغهٔ اولشخص یا مؤنث مفرد است و یعنی «دلسوزی کردم، نگران شدم، بیمناک شدم». مثلاً «أشفقتُ عليه» یعنی «بر او دلسوزی کردم» یا «برای او نگران شدم». بسته به جمله، معنای عاطفی آن پررنگتر میشود.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 احساس پشیمانی کرد
📌 ترحم شده
📌 ترحم کردن
📌 ترحم میکنی
📌 احساس برای
📌 رحم کردم.
📌 ترحم کردم.
📌 احساس بدی داشتم برای
جمله سازی با اشفقت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اشفقتُ من قسوة الموقف، فحاولتُ مساعدتهم فورًا.
از شدت وخامت اوضاع متاسف شدم، بنابراین سعی کردم فوراً به آنها کمک کنم.
💡 اشفقتْ الأمُّ على ابنها حين رأته مريضًا ومتعبًا.
مادر وقتی پسرش را بیمار و خسته دید، دلش برای او سوخت.
💡 اشفقتُ على العاملِ الذي واصل عمله تحت الشمس طوال النهار.
دلم برای کارگری که تمام روز زیر آفتاب کار میکرد، سوخت.