وفی

🌐 و در

این واژه از ریشهٔ وفی به‌معنای «وفا کرد، پیمان را به‌جا آورد، کامل و تمام انجام داد» است. در عربی می‌تواند هم به‌صورت فعل و هم در برخی کاربردها به‌عنوان صفت به‌معنای «باوفا، وفادار، پایبند» به کار برود. همچنین در بعضی ساختارها از آن معنای «کاملاً، به‌طور کامل» نیز فهمیده می‌شود.

جمله سازی با وفی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تأخرَ الأخير وفي النهايةِ اعتذرَ للجميعِ عن سوءِ التنظيم.

دومی دیر کرد و در نهایت از همه به خاطر سازماندهی ضعیف عذرخواهی کرد.

💡 أمضى الموظفُ سنة وفي قلبِه رغبةٌ كبيرةٌ في الترقّي وتحقيقِ النجاح.

کارمند یک سال را با اشتیاق شدید برای ترفیع گرفتن و رسیدن به موفقیت گذراند.

💡 أكرر ُ أنَّ الالتزامَ بالمواعيدِ مهمٌّ في العملِ وفي الدراسةِ.

تکرار می‌کنم که وقت‌شناسی هم در کار و هم در تحصیل مهم است.

💡 ناقشتِ القناةُ الإخباريةُ آثارَ الحربِ في الاقتصادِ المحليِّ وفي حياةِ الأسرِ اليومية.

این کانال خبری درباره تأثیرات جنگ بر اقتصاد محلی و زندگی روزمره خانواده‌ها بحث کرد.

💡 بقيتُ سنة وفي ذهني صورةُ ذلك اليومِ الذي غيّرَ حياتي.

یک سال با تصویر آن روزی که زندگی‌ام را تغییر داد، در ذهنم ماندم.

💡 كان الأخير وفي صوتهُ تعبٌ واضحٌ بعدَ يومٍ طويلٍ من العمل.

دومی بعد از یک روز کاری طولانی، آشکارا خسته بود.

💡 جاءَ الشابُّ من التدريبِ وفي ثيابهِ آثارُ عرک ٍ شديدٍ بعدَ يومٍ طويلٍ.

مرد جوان از تمرین برگشته بود و لباس‌هایش نشان از یک دعوای شدید پس از یک روز طولانی داشت.

💡 قضينا سنة وفي البيتِ أكثرَ من المعتادِ بسببِ الظروفِ الصعبةِ آنذاك.

ما به دلیل شرایط سخت آن زمان، یک سال را بیشتر از حد معمول در خانه گذراندیم.

💡 تظھرُ نتائجُ الاجتهادِ بوضوحٍ في الامتحاناتِ وفي مستوى الأداءِ العام.

نتایج سخت‌کوشی در امتحانات و سطح کلی عملکرد به وضوح مشهود است.

💡 بقيَ العاملُ الأخير وفي يدهُ بعضُ الأوراقِ التي سلّمها للمديرِ لاحقًا.

آخرین کارگر باقی ماند و چند کاغذ در دست داشت که بعداً آنها را به مدیر تحویل داد.

💡 غادرَ المكانَ وفي قلبهِ شعورًا بالحزنِ بسببِ الخبرِ المفاجئِ.

او با احساسی از غم در قلبش به خاطر این خبر ناگهانی، آنجا را ترک کرد.

کلمات مرتبط