اشراف
🌐 نظارت
«أشراف» جمعِ «شریف» است و به معنای «بزرگان»، «نامداران»، «اشراف و بزرگان قوم»، یا «افراد صاحبمنزلت» میآید. این واژه در عربی هم برای طبقهٔ اجتماعیِ برتر و هم برای افراد محترم و صاحباعتبار بهکار میرود.
اسم (noun)
📌 نظارت
📌 کنترل
📌 سرپرستی
جمله سازی با اشراف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تم اختيار المدير لل اشراف على التدريب الجديد داخل الشركة.
مدیر برای نظارت بر آموزش جدید در شرکت انتخاب شد.
💡 يتطلب اشراف دائما وتلقين للابقاء على أداء المهام والحفاظ على السلامة.
نظارت و آموزش مداوم برای حفظ عملکرد وظیفه و تضمین ایمنی مورد نیاز است.