اشرف
🌐 اشرف
این واژه در عربی بسیار شناختهشده است و به معنای «شریفتر، والاتر، گرامیتر، یا برتر» بهکار میرود. همچنین میتواند صیغهٔ فعل از ریشه «شرف» باشد، یعنی «برآشفت، سر برآورد، بالا آمد یا مشرف شد»؛ اما در کاربرد رایجتر، «اشرف» معمولاً وصفِ برتری و شرافت است.
فعل (verb)
📌 نظارت کردن
📌 وقار بخشیدن
صفت (adjective)
📌 حمایت مالی شده
📌 کارگردانی شده
📌 محترم
جمله سازی با اشرف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ريك) صمم الخطة) وانا اشرف عليها
ریک نقشه را طراحی کرد و من بر آن نظارت دارم.
💡 طلب المدير أن أشرف على تنظيم القاعة قبل وصول الزوار.
مدیر از من خواست که قبل از ورود بازدیدکنندگان، بر نظم و ترتیب سالن نظارت داشته باشم.
💡 عندما اجتمعنا شيرى و انا لقد فقد كل مننا اشرف شيء في حياته
وقتی من و شری همدیگر را دیدیم، هر دو عزیزترین چیز زندگیمان را از دست داده بودیم.