إشراف

🌐 نظارت

إشراف به معنای «برتری‌گرفتن، نظارت‌کردن، سرکشی‌کردن از بالا، و نیز آستانه یا مشرف بودن بر چیزی» است. این واژه هم در معنای حسی به کار می‌رود، مثل جایی که چیزی بر مکان دیگری اشراف دارد و از بالا بر آن مسلط است، و هم در معنای مجازی، مثل نظارت و سرپرستی بر کار یا مجموعه‌ای از امور.

اسم (noun)

📌 نظارت

📌 سرپرستی

جمله سازی با إشراف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وسبح الأطفال في المسبح تحت إشراف المدرب طوال فترة التدريب.

بچه‌ها در تمام مدت تمرین زیر نظر مربی در استخر شنا کردند.

💡 يسمحوا للأطفال باستخدام الهاتف إلا لفترة قصيرة تحت إشراف الوالدين.

آنها به کودکان اجازه می‌دهند فقط برای مدت کوتاهی و تحت نظارت والدین از تلفن استفاده کنند.

💡 يسبح الطفلُ في المسبح تحت إشراف المدرب.

کودک زیر نظر مربی در استخر شنا می‌کند.

💡 بدأ المريض علاج ًا جديدًا تحت إشراف الطبيب المختص.

بیمار تحت نظر پزشک متخصص، درمان جدیدی را آغاز کرد.

💡 شعلَ الصبيُّ النارَ الصغيرةَ في الموقدِ تحت إشراف والده.

پسرک آتش کوچک شومینه را زیر نظر پدرش روشن کرد.

💡 يتلقون اليوم الطلاب تدريبًا عمليًا جديدًا في المختبر تحت إشراف المدرس.

امروز، دانش‌آموزان در آزمایشگاه و زیر نظر معلم، آموزش‌های عملی جدیدی را می‌آموزند.

💡 تشفي الأدوية الحديثة كثيراً من الأمراض إذا استُخدمت تحت إشراف طبي.

داروهای مدرن اگر تحت نظر پزشک مصرف شوند، بسیاری از بیماری‌ها را درمان می‌کنند.

💡 في الحديقة العامة، يلعب الأطفال أحيانًا قرب الكلاب المدربة تحت إشراف أصحابها.

در پارک عمومی، کودکان گاهی اوقات در نزدیکی سگ‌های آموزش‌دیده تحت نظارت صاحبانشان بازی می‌کنند.

💡 في المختبر ولتدبا العينات تحت إشراف الخبراء يوميًا.

در آزمایشگاه، نمونه‌ها تحت نظارت متخصصان به صورت روزانه تهیه می‌شوند.

💡 كان هذا الدواء الاكثر علی سلامةً عند استخدامه تحت إشراف الطبيب.

این دارو زمانی که تحت نظر پزشک مصرف شود، بیشترین ایمنی را دارد.

کلمات مرتبط