اشج
🌐 اشج
«اَشَجّ» در عربی بهمعنای «شکستهپیشانی» یا «کسی که در پیشانی یا سر او اثر شکستگی / آسیب باشد» آمده است. همچنین در برخی کاربردها بهصورت صفت برای چیزی که شکاف یا شکستگی دارد به کار میرود. این واژه از ریشهای است که مفهوم شکستگی و آسیب را میرساند.
جمله سازی با اشج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بدا الغصن اشج بعد أن كسرتْه العاصفة في الليلة الماضية.
شاخه بعد از اینکه طوفان دیشب شکسته بود، شکننده به نظر میرسید.
💡 وصف الراوي الطريق بأنه اشج ومليء بالأشواك بين الصخور.
راوی، جاده را ناهموار و پر از خار در میان سنگلاخ ها توصیف کرد.
💡 وقفت الشجرة اشج في طرف الحقل، تحمي المزارعين من الرياح القوية.
درخت در لبه مزرعه قد برافراشته بود و کشاورزان را از بادهای شدید محافظت میکرد.