شرخ

🌐 کرک

«شرخ» در عربی به معنای «شکاف، ترک، درز، یا شکافته شدن» آمده و با مفهوم باز شدن و از هم جدا شدن پیوند دارد. این واژه می‌تواند هم برای شکاف فیزیکی در چیزی مانند دیوار یا زمین به کار رود و هم به‌صورت استعاری برای فاصله یا جدایی.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 کرک

📌 شکاف

📌 شکستگی

📌 تقسیم کردن

📌 گاش

📌 شارخ

جمله سازی با شرخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تم اكتشاف شرخ صغير في صندوق الجناح أثناء الصيانة الدورية.

در حین تعمیر و نگهداری معمول، یک ترک کوچک در جعبه بال کشف شد.

💡 لاحظَ المهندسُ شرخ ًا في الجدار قبل أن يبدأ الإصلاح.

مهندس قبل از شروع تعمیر، متوجه ترک خوردگی در دیوار شد.

💡 ظهر شرخ صغيرٌ في الزجاج بعد سقوطه على الأرض.

بعد از افتادن لیوان روی زمین، ترک کوچکی روی آن ایجاد شد.

💡 سبّبَتِ الحرارةُ العالية شرخ ًا في البلاط عند المدخل.

دمای بالا باعث ترک خوردن کاشی‌های ورودی شد.

💡 الجدال الذي حصل بينهما ليلة أمس ينذر بحدوث شرخ في صداقتهما.

بحثی که دیشب بین آنها رخ داده، دوستی‌شان را به خطر انداخته است.

💡 ‫لم جسدي يتوجس‬ ‫من التكون ثانية‬ ‫فليأت هللا‬ ‫عنوة‬ ‫من شرخ اهراقات السديم‬ ‫من أقفال االبجديات الباسلة.

تن من از دوباره شکل گرفتن هراسی نداشت، پس بگذار خدا با قدرت از شکاف سحابی بیرون آید، از قفل‌های الفبای دلاور.

کلمات مرتبط