اشتريته
🌐 من خریدمش.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 شما خریداری کردید
📌 شما آن را میخرید
📌 تو آن را دریافت میکنی
📌 من خریده بودم
📌 آن را برداشت در
📌 من خریدم
📌 گرفتمش.
📌 من آن را میخرم
جمله سازی با اشتريته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وضعتُ سيب التفاح في السلة بعد أن اشتريته من السوق.
بعد از اینکه سیبها را از بازار خریدم، آنها را داخل سبد گذاشتم.
💡 ثم انتقلت مرة أخرى إلى البيت الذي اشتريته في المدينة المجاورة ''كاستل لونا''
سپس دوباره به خانه ای که در شهر همسایه «کاستل لونا» خریده بودم نقل مکان کردم.
💡 قرأتُ عن وٱمرات التاريخ في كتابٍ قديمٍ اشتريته من السوق.
من در یک کتاب قدیمی که از بازار خریده بودم، درباره تاریخ زنان خواندم.
💡 تعجبني نعومة القماش الذي اشتريته أمي من السوق الشعبي أمس.
من از نرمی پارچهای که مادرم دیروز از بازار محلی خریده بود، خوشم آمد.
💡 كنت أقود السيارة وأحتسي فنجان القهوة الذي اشتريته من بائع على طرف الطريق
داشتم رانندگی میکردم و داشتم یک فنجان قهوه که از یک دستفروش کنار جاده خریده بودم را مزه مزه میکردم.
💡 هل قرأت کتابک الجديد الذي اشتريته الأسبوع الماضي من المكتبة الكبيرة؟
کتاب جدیدی که هفتهی پیش از کتابفروشی بزرگ خریدی را خواندهای؟
💡 سأعطيك ورقة كتبت فيها عنوان بيت اشتريته قبل سنة من اآلن في مدينة ''كاستل لونا'' شمال شرق البالد
من به شما یک تکه کاغذ میدهم که آدرس خانهای را که یک سال پیش در شهر «کاستِل لونا» در شمال شرقی کشور خریده بودم، روی آن نوشتم.