اشبع

🌐 سات

از ریشه «شبع» است و به معنی «سیر کن»، «سیر شد» یا «از نظر خوراک / نیاز، کاملاً پر و کافی شد» می‌آید. اگر به صورت فعل امر باشد، معنایش «سیر کن» است؛ و اگر در جمله به‌عنوان فعل به‌کار رود، به سیر شدن اشاره دارد. در کاربرد عمومی، با گرسنگی و خوردن ارتباط دارد.

فعل (verb)

📌 برآورده کردن

📌 خوراک

📌 لذت بردن

جمله سازی با اشبع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعد يوم طويل من العمل، أكلت حتى اشبع وشعرت براحة كبيرة.

بعد از یک روز کاری طولانی، آنقدر خوردم تا سیر شدم و احساس راحتی زیادی کردم.

💡 أنا عمري ما اشبع من جسمِه، وأنا أَحبُّه بدون ضبطِ نفس

من هیچ‌وقت از بدنش سیر نمی‌شم، و بی‌وقفه دوستش دارم.

💡 تناول الطفل وجبته حتى اشبع ثم ذهب ليلعب في الحديقة بسعادة.

کودک غذایش را خورد تا سیر شد، سپس با خوشحالی به باغ رفت تا بازی کند.

کلمات مرتبط