وسحب
🌐 و او عقب نشینی کرد
دیکشنری عربی به فارسی
📌 و بکشید
📌 و کنارهگیری
📌 و کشیدن
📌 و کشید
📌 عقبنشینی کرد
جمله سازی با وسحب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مدّ يده في جيبه وسحب عملة معدنية.
دستش را در جیبش فرو برد و سکهای بیرون آورد.
💡 مد يده إلى الدرج الخاص بالخضروات وسحب تفاحة حمراء لامعة.
دستش را به سمت کشوی سبزیجات برد و یک سیب قرمز براق بیرون آورد.
💡 قام الموظف بـ وسحب التقرير من الحاسوب وراجعه بسرعة.
کارمند گزارش را از کامپیوتر دریافت کرد و به سرعت آن را بررسی کرد.
💡 ظننت أنها سوف تغلق الخط، ولكنني سمعت تكة ولاعة وسحب دخان عبر شفتين.
فکر کردم میخواهد تلفن را قطع کند، اما ناگهان صدای فندک را شنیدم و دیدم که دود از لبهایش بیرون میآید.
💡 في البنك، وسحب الرجل مبلغاً صغيراً لتغطية نفقات اليوم.
در بانک، مرد مبلغ کمی برای تأمین مخارج آن روز برداشت کرد.
💡 اضطر السائق إلى وسحب السيارة المتعطلة إلى جانب الطريق.
راننده مجبور شد ماشین خراب را به کنار جاده بکشاند.