ورمی
🌐 درد من
این میتواند بهصورت نسبتی / صفتی از «ورم» فهمیده شود و معنای مربوط به تورم یا دارای ورم بدهد. در فارسیِ پزشکی هم گاهی «ورمی» به حالتی اطلاق میشود که با ورم همراه است. با این حال، به شکل دقیق عربیِ معیار، این صورت چندان رایج نیست و بسته به بافت میتواند تفاوت داشته باشد.
جمله سازی با ورمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 في القصةِ القديمةِ، ورمی الصيادُ شبكتَهُ في البحرِ وانتظرَ حتى امتلأتْ بالأسماكِ.
در داستان قدیمی، ماهیگیر تور خود را به دریا انداخت و منتظر ماند تا پر از ماهی شود.
💡 وقفَ أمامَ السلةِ ثم ورمی الكرةَ بدقةٍ داخلَها، ففرحَ الأطفالُ كثيرًا بالنتيجةِ.
او جلوی سبد ایستاد و سپس توپ را با دقت به داخل آن انداخت و بچه ها از نتیجه کار بسیار راضی بودند.