ورفعه

🌐 و او آن را بالا برد

«رَفْعُه» یا «رَفَعَهُ» بسته به ضبط و اعراب می‌تواند معناهای متفاوتی داشته باشد، اما در حالت رایج، به «بالا بردنِ او / آن» یا «بلند کردنِ او / آن» اشاره می‌کند. اگر به‌صورت مصدرِ مضاف بیاید، معنای «بالا بردنِ او» یا «رفعِ او» را می‌دهد. در هر حال، محور معنا همان «ارتفاع دادن / ارتقا دادن» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 و ارسال شده

📌 و بالا بردنش

📌 و ارسال آن

📌 و بلندش کن

📌 و بلند کرد

📌 و بلند کردن

جمله سازی با ورفعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ورفعه الأبُ بيده ليضعه على الرف الأعلى بعيداً عن متناول الأطفال.

پدر آن را با دستش بلند کرد تا آن را روی طاقچه‌ی بالایی، دور از دسترس بچه‌ها، بگذارد.

💡 ورفعه الحارسُ من الأرض عندما وجدَهُ ملقى قرب الباب في الصباح الباكر.

نگهبان صبح زود وقتی دید که او نزدیک در افتاده، او را از روی زمین برداشت.

💡 ورفعه الطبيبُ عن الطاولة بعد الفحص، ثم أعاده إلى مكانه برفقٍ ودقة.

دکتر پس از معاینه او را از روی میز بلند کرد، سپس به آرامی و با احتیاط او را به جایش برگرداند.

💡 بعد ذلك، أمسك قطعة من الشريط واضغط عليه برفق فوق المنطقة لجمع الغبار ورفعه بعيدًا.

سپس، یک تکه نوار چسب بردارید و آن را به آرامی روی محل مورد نظر فشار دهید تا گرد و غبار را جمع کرده و بلند کند.

💡 الإشراف علي وضع مقترحا للهيكل التنظيمي واللائحة الداخلية للوحدة ورفعه إلي مجلس الكلية تمهيدا لإصدار قرارات بشأنهما.

نظارت بر تدوین پیشنهاد ساختار سازمانی و آیین‌نامه داخلی واحد و ارائه آن به شورای دانشکده جهت تصمیم‌گیری در مورد آنها.

کلمات مرتبط