رفعها

🌐 بالا ببرش.

این واژه از ریشهٔ «رفع» به‌معنای بالا بردن، برکشیدن یا از جا بلند کردن می‌آید و به‌صورت «او / آن را بالا برد» یا «آن را برطرف کرد» فهمیده می‌شود. اگر ضمیر «ها» به آن وصل شده باشد، معمولاً به «او آن را بالا برد» یا «آن را رفع کرد» اشاره دارد، بسته به بافت جمله. در زبان عربی، «رفع» می‌تواند هم معنای فیزیکیِ بلند کردن داشته باشد و هم معنای حذف، از میان بردن، یا بالا بردن شأن و مقام.

وجه وصفی (participle)

📌 برقرار شد

📌 معاف شده

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 برداشته شده

📌 مطرح شده

📌 آپلود شده

دیکشنری عربی به فارسی

📌 مرتفع

جمله سازی با رفعها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تحدد قدرة الرافعة السطحية مقدار الحمولة التي يمكن رفعها دفعة واحدة.

ظرفیت یک جرثقیل سطحی، میزان باری را که می‌تواند به طور همزمان بلند کند، تعیین می‌کند.

💡 ‬متينة جدا‬ ‫وثقيلة ال يستطيع ثالثين رجال رفعها من األرض!

آنقدر محکم و سنگین است که سی مرد نمی‌توانند آن را از زمین بلند کنند!

💡 في ورشة البناء، طلب المهندس أن اسل المواد بعناية قبل رفعها إلى الطابق الأعلى.

در محل ساخت و ساز، مهندس از من خواست که قبل از بالا بردن مصالح به طبقه بالا، آنها را با دقت تخلیه کنم.

💡 لو سمحت أمسح الصورة اللي اخدتها ليا حاالً‬‫حاولت أن تأخذ الكاميرا منه ولكنه رفعها ألعلي وقال‬ ‫بنبرة جدية ‪:‬‬ ‫ الكاميرا دي بتاعتي!

لطفا همین الان عکسی که از من گرفتی رو پاک کن! سعی کرد دوربین رو ازش بگیره، اما اون دوربین رو بالا آورد و با لحنی جدی گفت: این دوربین مال منه!

💡 كَلَبَن العامل الأكياس الكبيرة قبل رفعها إلى الرف العالي في المخزن.

کارگر کیسه‌های بزرگ را قبل از اینکه آنها را به قفسه‌ی بالای انبار ببرد، تا کرد.

💡 تحتاج القضية إلى رأي قانوني دقيق قبل رفعها إلى المحكمة.

این پرونده قبل از ارجاع به دادگاه، نیاز به بررسی دقیق حقوقی دارد.

کلمات مرتبط