وبنو
🌐 و پسرانِ
دیکشنری عربی به فارسی
📌 پسران
📌 بانو
جمله سازی با وبنو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تعاونَ وبنو الجاليةِ في جمعِ التبرعاتِ للأسرِ المحتاجةِ بعدَ الكارثةِ الأخيرةِ.
اعضای جامعه پس از فاجعه اخیر در جمعآوری کمکهای مالی برای خانوادههای نیازمند همکاری کردند.
💡 دخل بنو راعي وبنو شهاب مع سبعة أتباع ومن ثم أدى صلاة الجمعة بين 7،000 شخص.
بنیرأی و بنیشهاب با هفت نفر وارد شدند و سپس نماز جمعه را در میان هفت هزار نفر اقامه کردند.
💡 حضرَ المؤتمرَ وبنو المدينةِ من مختلفِ الأحياءِ للاستماعِ إلى الخططِ التنمويةِ الجديدةِ.
در این کنفرانس، ساکنان شهر از محلههای مختلف برای شنیدن برنامههای توسعه جدید شرکت کردند.
💡 ساهمَ وبنو القبيلةِ في إصلاحِ الطريقِ المؤدي إلى المدرسةِ خلالَ عطلةِ نهايةِ الأسبوعِ.
افراد قبیله در طول آخر هفته به تعمیر جاده منتهی به مدرسه کمک کردند.