وبدء
🌐 و شروع کن
اسم (noun)
📌 آغاز
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 شروع شده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 و شروع کنید
جمله سازی با وبدء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عند وبدء المطر، أسرع الأطفال إلى داخل البيت خوفًا من البلل والانزلاق.
وقتی باران شروع شد، بچهها از ترس خیس شدن و لیز خوردن، به داخل خانه هجوم آوردند.
💡 ثوانى وبدء االجتماع وقاسم عينه على مها لمعرفة موعد وصول جودى.
چند ثانیه بعد جلسه شروع شد و قاسم چشم از ماها برنداشت تا ببیند جودی کی میرسد.
💡 رائحةُ القهوة في الصباح يدعوها إلى الجلوس بهدوء وبدء يومها بابتسامة.
بوی قهوه صبحگاهی او را دعوت میکند تا آرام بنشیند و روزش را با لبخند آغاز کند.
💡 حضر الجميع مبكرًا، وكان وبدء الاجتماع في تمام التاسعة صباحًا داخل القاعة الرئيسية.
همه زود رسیدند و جلسه ساعت نه صبح در داخل سالن اصلی شروع شد.
💡 أعلن المدير وبدء المشروع الجديد بعد موافقة الفريق ومراجعة جميع التفاصيل المالية والفنية.
مدیر پس از تأیید تیم و بررسی تمام جزئیات مالی و فنی، شروع پروژه جدید را اعلام کرد.
💡 يربط المحللون بين انخفاض الطلب وبدء دورة اقتصادية جديدة.
تحلیلگران، کاهش تقاضا را به آغاز یک چرخه اقتصادی جدید مرتبط میدانند.
💡 تحمل هذه الإشارة دلالة واضحة على قرب انتهاء المشروع وبدء مرحلة التسليم.
این تابلو به وضوح نشان میدهد که پروژه در حال اتمام است و مرحله تحویل در شرف آغاز است.