لبداية
🌐 برای شروع
فعل (verb)
📌 شروع کردن
قید (adverb)
📌 برای شروع
دیکشنری عربی به فارسی
📌 آغاز
جمله سازی با لبداية
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قررتُ أن أعود لبداية الدراسة من جديد لأنني شعرت أنني بحاجة إلى تنظيم أفضل.
تصمیم گرفتم دوباره از اول شروع به درس خواندن کنم چون احساس میکردم به سازماندهی بهتری نیاز دارم.
💡 عاد الفريق لبداية المشروع بعد اكتشاف بعض الأخطاء في الخطة الأصلية.
تیم پس از کشف برخی خطاها در طرح اولیه، به ابتدای پروژه بازگشت.
💡 وقف المدير لبداية الاجتماع ثم رحب بالحضور وشرح جدول الأعمال بدقة.
مدیر برای شروع جلسه از جایش بلند شد، سپس به حاضرین خوشامد گفت و دستور جلسه را با جزئیات توضیح داد.
💡 ولونت شفتيها بصفار يدل عىل تفاؤل لبداية يوم جديد.
او لبهایش را به رنگ زرد درآورد، نشانهای از خوشبینی برای شروع یک روز جدید.
💡 كان الانتقال إلى المدينة فرصة لبداية جديدة حياة.
نقل مکان به شهر فرصتی برای شروعی دوباره در زندگی بود.
💡 سافر مزهر إلى المدينة الجديدة بحثًا عن عمل أفضل وفرصة أوسع لبداية مختلفة.
مظهر در جستجوی شغل بهتر و فرصتی گستردهتر برای شروعی متفاوت به شهر جدید سفر کرد.