واهن

🌐 ضعیف

واهن یعنی «سست، ضعیف، ناتوان، کم‌زور». این واژه از ریشه‌ای می‌آید که بر نرمی و ضعف دلالت دارد و در عربی برای چیزی که استحکام و قدرت کافی ندارد به‌کار می‌رود. در فارسی هم گاهی در ترکیب‌هایی مثل «سست و واهن» به معنای ناپایدار استفاده می‌شود.

صفت (adjective)

📌 ضعیف

📌 نحیف

📌 ناتوان

📌 ضعیف شده

📌 بی‌حوصله

وجه وصفی (participle)

📌 لنگید

جمله سازی با واهن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بدا الجسر واهن ًا بعد سنوات من الإهمال، لذلك أُغلق أمام السيارات فورًا.

این پل پس از سال‌ها بی‌توجهی، فرسوده به نظر می‌رسید، بنابراین بلافاصله به روی خودروها بسته شد.

💡 مع فهم واهن للموضوع، وجدت صعوبة أثناء العرض التقديمي.

با درک ضعیفی که از موضوع داشتم، در طول ارائه با مشکل مواجه شدم.

💡 كلما تأخرت الصيانة، صار السقف واهن ًا وخطرًا على من يجلس تحتَه.

هر چه تعمیر و نگهداری بیشتر به تعویق بیفتد، سقف برای کسانی که زیر آن نشسته‌اند ضعیف‌تر و خطرناک‌تر می‌شود.

💡 كان صوت الشيخ واهن ًا في نهاية الخطبة، لكنه بقي واضحًا ومؤثرًا في الحاضرين.

صدای شیخ در پایان خطبه ضعیف بود، اما همچنان واضح و تأثیرگذار بر حاضران بود.

💡 لا ينبغي على المرء أن يشك بأنها حيلة رجل واهن وغير كفؤ.

نباید شک کرد که این حیله‌ی یک مرد ضعیف و بی‌کفایت است.

💡 قد يكون الإستحمام أسهل من أخذ دش إذا كنت متعبا، واهن ومتألم.

اگر خسته، ضعیف و درد دارید، حمام کردن ممکن است آسان‌تر از دوش گرفتن باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران