وامي
🌐 مادرم
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مامان من و
📌 و مامان
📌 و مامانم
📌 و امی
📌 مامان و
جمله سازی با وامي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ان فصل أبي وامي عن بعضهما حين كنت في الثالثة عشر
پدر و مادرم وقتی سیزده سالم بود از هم جدا شدند
💡 جلست وامي في المطبخ تعدّ الطعام لأفراد الأسرة قبل عودتهم من المدرسة.
مادرم در آشپزخانه نشسته بود و قبل از بازگشت اعضای خانواده از مدرسه، برایشان غذا آماده میکرد.
💡 لااريد سماعك انت وامي تتشاجران بعد الان
دیگه نمیخوام صدای دعوای تو و مامان رو بشنوم.
💡 انا وامي نقوم بتقديم قربان في كل دوره ل
من و مادرم هر چرخه یک قربانی تقدیم میکنیم.
💡 كانت وامي تبتسم عندما سمعت الأخبار السعيدة من أخيها الكبير.
مادرم وقتی خبر خوب را از برادر بزرگترش شنید لبخند زد.
💡 طلب الطفل من وامي أن تقرأ له قصة قبل النوم.
کودک از مادرش خواست که قبل از خواب برایش قصه بخواند.