النوم

🌐 خواب

«النوم» به معنای خواب است، یعنی حالتی که در آن بدن و ذهن به استراحت می‌پردازند. این واژه در زندگی روزمره برای اشاره به استراحت شبانه یا خواب کوتاه استفاده می‌شود. در متون ادبی نیز خواب می‌تواند نماد آرامش، غفلت یا رهایی موقت از رنج باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 خواب

📌 تخت

📌 وقت خواب

📌 به خواب رفتن

📌 خوابگاه

📌 خواب آلودگی

جمله سازی با النوم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بعدَ العشاءِ، قرّرتِ الأسرةُ النوم إلی وقتٍ مبكرٍ لأنَّ الرحلةَ ستكونُ طويلةً غدًا.

بعد از شام، خانواده تصمیم گرفتند زود بخوابند چون فردا سفر طولانی‌ای در پیش بود.

💡 طلبَ الأبُ من ابنهِ أن يتجهَ النوم إیل مكانهِ المعتادِ قبلَ أن يطفئَ الأنوار.

پدر قبل از اینکه چراغ‌ها را خاموش کند از پسرش خواست که در جای همیشگی‌اش بخوابد.

💡 ‬سمع خشخشة‬ ‫مرة أخرى من نفس املكان فغطى رأسه بالسجادة ومتنى النوم بأرسع وقت‪.

دوباره صدای خش‌خشی از همان جا شنید، بنابراین سرش را با فرش پوشاند و آرزو کرد هر چه زودتر بخوابد.

💡 يؤثرُ قلةُ النوم على المزاجِ، لذلكَ ينصحُ الأطباءُ بتنظيمِ ساعاتِه يوميًا.

کمبود خواب بر خلق و خو تأثیر می‌گذارد، بنابراین پزشکان توصیه می‌کنند ساعات خواب روزانه را تنظیم کنید.

💡 قالَ الطبيبُ للمريضِ أن يذهبَ النوم إلی سريرهِ فورًا ليستعيدَ نشاطهُ بسرعة.

پزشک به بیمار گفت که فوراً به رختخواب برود تا به سرعت انرژی خود را بازیابد.

💡 عادَ المسافرُ إلى الفندقِ متأخرًا، ثمّ ذهبَ النوم إلی غرفتهِ دونَ أن يتحدثَ مع أحد.

مسافر دیر به هتل برگشت، سپس بدون اینکه با کسی صحبت کند، در اتاقش خوابید.

💡 ‫أما وليد قضى ليلته ألول مرة في أوضة النوم الثانية‪.

در مورد ولید، او اولین شب خود را در اتاق خواب دوم گذراند.

💡 بعدَ منتصفِ الليلِ، عادَ الطفلُ النوم إیل فراشهِ لأنهُ شعرَ بالبردِ الشديدِ.

بعد از نیمه شب، کودک دوباره به رختخوابش رفت تا بخوابد زیرا احساس سرمای شدیدی می‌کرد.

💡 أُصلحتْ النوم حجرةُ القديمةُ بعدَ أن تسرّبَ إليها الماءُ أثناءَ المطرِ الغزيرِ.

اتاق خواب قدیمی پس از اینکه در اثر باران شدید آب به داخل آن نشت کرد، تعمیر شد.

💡 تفتحُ الشمسُ نافذةَ النوم اوضةِ كلَّ صباحٍ فتجعلُ الجوَّ داخلها لطيفًا ومريحًا.

خورشید هر روز صبح پنجره اتاق خواب را باز می‌کند و فضای داخل را دلپذیر و راحت می‌سازد.

💡 ‬ليبدأ النوم ليبدأ النوم آم رك ي ا رأس ي‬ ‫بذلك‪.

بگذار خواب آغاز شود، بگذار خواب آغاز شود، به تو، ای سرم، فرمان می‌دهم که چنین کنی.

💡 في بيتِ الجدةِ، كانت النوم اوضةُ صغيرةً لكنها مرتبةٌ ونظيفةٌ طوالَ الوقت.

در خانه مادربزرگ، اتاق خواب، اتاق کوچکی بود، اما همیشه مرتب و تمیز بود.

💡 هذا الشكلُ غيرُ شائعٍ، لكنني أبقيتُه كما كتبته: ذهبَ النوم إیل الغرفةِ المجاورةِ بهدوءٍ.

این شکل غیرمعمول است، اما من آن را همانطور که نوشتم حفظ کردم: خواب بی‌صدا به اتاق کناری رفت.

💡 نظّفتِ الأمُّ النوم حجرةَ الطفلِ ورتّبتْ الألعابَ بعيدًا عن السريرِ قبلَ المساء.

مادر قبل از غروب اتاق کودک را تمیز کرد و اسباب‌بازی‌ها را دور از تخت چید.

💡 بعدَ يومٍ طويلٍ من العملِ، شعرتُ بحاجةٍ شديدةٍ إلى النوم المبكرِ والراحةِ.

بعد از یک روز کاری طولانی، نیاز شدیدی به خواب زودهنگام و استراحت احساس می‌کردم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران