والمشکلة
🌐 مشکل
«المشكلة» یعنی «مشکل، مسئله یا دشواری». این واژه برای هر نوع مانع، ایراد یا وضعیت ناخوشایندی به کار میرود که نیاز به حل شدن دارد. در گفتار روزمره، وقتی چیزی درست پیش نمیرود یا اختلالی وجود دارد، از این واژه استفاده میشود.
اسم (noun)
📌 مشکل
جمله سازی با والمشکلة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واجه الفريق والمشكلة بسرعة، ثم بحث عن حل عملي قبل أن تتعطل المهمة بالكامل.
تیم به سرعت با مشکل مواجه شد و سپس قبل از اینکه کل ماموریت مختل شود، به دنبال یک راه حل عملی گشت.
💡 كانت والمشكلة في ضعف الاتصال بالإنترنت، لا في الجهاز نفسه كما ظن الجميع.
مشکل از اتصال ضعیف اینترنت بود، نه خود دستگاه، آنطور که همه فکر میکردند.
💡 لا أرى فائدةً من العند هذا لأن الوقت يمرّ والمشكلة تحتاج إلى حلٍّ سريع.
من هیچ سودی در این لجبازی نمیبینم زیرا زمان در حال گذر است و مشکل به یک راه حل سریع نیاز دارد.