والدتهما
🌐 مادرشان
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مادرشان
📌 مامان آنها
📌 مامانشان
جمله سازی با والدتهما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الظبيان تبدأ في مرافقة والدتهما في غضون أسابيع قليلة.
دو غزال ظرف چند هفته همراهی با مادرشان را آغاز میکنند.
💡 التقيتُ ابنایکم في السوق، وكانا يساعدان والدتهما في شراء الحاجات.
من دو پسر شما را در بازار دیدم، و آنها داشتند به مادرشان در خرید مایحتاج کمک میکردند.
💡 شكرَ التوأمانِ والدتهما على تشجيعِها المستمرِّ في الدراسةِ.
دوقلوها از مادرشان به خاطر تشویقهای مداومش در درس خواندنشان تشکر کردند.
💡 كانتْ والدتهما تنتظرُهما أمامَ الجامعةِ بعدَ انتهاءِ المحاضراتِ.
مادرشان بعد از پایان کلاسها، جلوی دانشگاه منتظرشان بود.
💡 أعدّتْ والدتهما وجبةَ الغداءِ قبلَ وصولِ الضيوفِ إلى المنزلِ.
مادرشان قبل از رسیدن مهمانها به خانه، ناهار را آماده کرد.
💡 وقف وَابْنَا الطبيبِ بجانب والدتهما أثناء العملية، وكانا شديدي القلق عليها.
دو پسر دکتر در طول عمل جراحی در کنار مادرشان ایستاده بودند و بسیار نگران او بودند.