والدهم

🌐 پدرشان

«والدهم» یعنی مادرِ آن‌ها یا مادرشان، اما در عربی این صورت در عمل کمتر از «أمّهم» یا «والدتهم» به‌کار می‌رود. اگر در متن دیده شود، معنایش وابسته به سیاق است و معمولاً به «مادرشان» برمی‌گردد. از نظر فصاحت، «والدتهم» رایج‌تر است.

جمله سازی با والدهم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اجتمع االبنا في البيت الكبير للاحتفال بعودة والدهم من السفر.

پسران در خانه بزرگ جمع شدند تا بازگشت پدرشان از سفر را جشن بگیرند.

💡 كان الذكور في الأسرة يساعدون والدهم في الحقل منذ الصغر.

مردان خانواده از کودکی به پدرشان در کار مزرعه کمک می‌کردند.

💡 بنوه مستقبلًا قويًا حين علّمهم والدهم الصبر والعمل.

آنها آینده‌ای قوی ساختند، زمانی که پدرشان به آنها صبر و سخت‌کوشی آموخت.

💡 يكلّمهم والدهم بعد العشاء عن أهمية الوقت والالتزام بالواجبات اليومية.

بعد از شام، پدرشان با آنها در مورد اهمیت زمان و تعهد به وظایف روزانه صحبت می‌کند.

💡 حصل الأبناء على البيت ارثًا بعد وفاة والدهم وفقًا للقانون.

طبق قانون، پسران پس از مرگ پدرشان خانه را به ارث بردند.

💡 اجتمعَ الأبناءُ حول والدهم لهم فقال كلامًا مؤثرًا.

پسران دور پدرشان جمع شدند و او سخنان تکان‌دهنده‌ای به آنها گفت.

💡 هادوا اللعبَ في الشارع بعد أن ناداهم والدهم إلى الداخل.

بعد از اینکه پدرشان آنها را به داخل صدا زد، بازی در خیابان را متوقف کردند.

💡 ‬أو زوجة تربي أبناءها بال والدهم وأوالد‬ ‫يكبرون دون أن يجدوا سندًا لهم‪

یا همسری که فرزندانش را بدون پدرشان بزرگ می‌کند و بچه‌ها بدون اینکه کسی برایشان حامی پیدا کند، بزرگ می‌شوند.

💡 هرعوا إلى المستشفى بعد أن علموا بوعكة والدهم المفاجئة.

آنها پس از اطلاع از بیماری ناگهانی پدرشان، خود را به بیمارستان رساندند.

کلمات مرتبط