والخوف

🌐 و ترس

«والخوف» یعنی ترس، بیم، نگرانی و احساس خطر. این واژه برای بیان حالتی به کار می‌رود که انسان از وقوع آسیب، ضرر یا حادثه‌ای ناخوشایند می‌ترسد. در متون دینی و اخلاقی نیز «خوف» گاهی به ترس از خدا، ترس از گناه یا ترس از عاقبت بد اشاره دارد. پس این واژه هم معنای روانی دارد و هم در معنای معنوی و اخلاقی استفاده می‌شود.

جمله سازی با والخوف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كتب الشاعر كلمة وويل ليعبّر عن الألم والخوف في المشهد.

شاعر کلمه «وای» را برای بیان درد و ترس موجود در صحنه سروده است.

💡 ‬بعد التوتر والخوف والمعارك المؤلمة التي‬ ‫خضتها ها أنا أخيرا في بيتنا‪

بعد از تمام استرس، ترس و نبردهای دردناکی که از سر گذراندم، بالاخره به خانه‌ام رسیدم.

💡 ‬تملكتني فيها أحاسيس غريبة ومختلطة بين الحماس‬ ‫والخوف‪

احساسات عجیب و غریب و آمیخته‌ای از هیجان و ترس بر من غلبه کرد.

💡 يا حسرتنا على الفرصة التي أضعناها بسبب التردد والخوف من التجربة.

حیف از فرصتی که به خاطر تردید و ترس از تلاش از دست دادیم.

💡 واجه الطفل والخوف عندما دخل الغرفة المظلمة ثم شعر بالطمأنينة بعد دقائق.

کودک هنگام ورود به اتاق تاریک ترس را تجربه کرد، سپس پس از چند دقیقه احساس اطمینان کرد.

💡 أضاع الطالب كثيراً من الفرص بسبب التردد والخوف من اتخاذ القرار المناسب.

دانش آموز به دلیل تردید و ترس از تصمیم گیری درست، فرصت های زیادی را از دست داد.

💡 تحدث المدرّب عن كيفية تحويل والخوف إلى دافعٍ للعمل بدلًا من الاستسلام له.

مربی در مورد چگونگی تبدیل ترس به انگیزه‌ای برای اقدام به جای تسلیم شدن در برابر آن صحبت کرد.

💡 تحدث الكاتب عن اإلنا الداخلية التي تدفع الإنسان أحيانًا إلى التردد والخوف من الفشل.

نویسنده درباره خودِ درونی صحبت کرد که گاهی اوقات فرد را به تردید و ترس از شکست سوق می‌دهد.

کلمات مرتبط