والحل

🌐 راه حل

«الحل» یعنی گشودن، باز کردن، راه‌حل، و چاره. این واژه هم معنای فیزیکی دارد، مثل باز کردن گره یا مشکل، و هم معنای ذهنی و عملی، مثل پیدا کردن راه‌حل برای یک مسئله. در گفتار روزمره بسیار رایج است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 و راه حل

📌 و وضوح تصویر

📌 پاسخ

جمله سازی با والحل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أحيانًا يكون والحل بسيطًا إذا نظرنا إلى المشكلة من زاوية مختلفة.

گاهی اوقات اگر از زاویه دیگری به مسئله نگاه کنیم، راه حل ساده است.

💡 بعد نقاش طويل، وجد الفريق والحل المناسب للمشكلة التقنية التي أوقفت العمل.

پس از بحثی طولانی، تیم راه حل مناسب برای مشکل فنی که کار را متوقف کرده بود، پیدا کرد.

💡 ‬والحل هو تقبل هذه االزدواجية‪ ,‬وإدراك أن الخير فيما يحدث لنا‪

راه حل این است که این دوگانگی را بپذیریم و درک کنیم که در هر اتفاقی که برای ما می‌افتد، خیر و خوبی وجود دارد.

💡 اقترحتُ والحل على المدير، فوافق لأنه كان عمليًا وسهل التنفيذ.

من راه حل را به مدیر پیشنهاد دادم و او موافقت کرد زیرا عملی و اجرای آن آسان بود.

کلمات مرتبط