التحل

🌐 انحلال

این واژه به‌طور کلی به معنای گشوده شدن، حل شدن، باز شدن یا از میان رفتنِ گره و مشکل فهمیده می‌شود. بسته به ریشه و کاربرد، می‌تواند به «رفعِ مانع» یا «آزاد شدن از حالت بسته و دشوار» اشاره داشته باشد.

جمله سازی با التحل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يحتاج الجسم إلى الراحة حتى يخف التحل الذي سببه العمل المتواصل.

بدن برای کاهش وخامت ناشی از کار مداوم به استراحت نیاز دارد.

💡 ‬وهــو نــوع مــن التحل يــل‬ ‫ال ق ــائم ع ل ــى الح ق ــول الدالل ي ــة

نوعی تحلیل مبتنی بر میدان‌های معنایی است.

💡 بعد الدراسة الطويلة، بدأ التحل يظهر على وجه الطالب من شدة الإرهاق.

پس از مدت‌ها مطالعه، آثار خستگی در چهره‌ی دانش‌آموز نمایان شد.

💡 ‬ي ــذهب التحل ي ــل النف سـ ـ ي إ ل ــى ب ي ــان س ــببه

تحلیل روانشناختی با هدف توضیح علت آن انجام می‌شود.

💡 لاحظ الطبيب التحل في المريض بعد أيام من العلاج المنتظم.

پزشک پس از چند روز درمان منظم، متوجه بهبود بیمار شد.