وافر
🌐 فراوان
صفت (adjective)
📌 فراوان
📌 سرشار
📌 بزرگ
📌 زیاد
📌 گسترده
جمله سازی با وافر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 في السوق، كان التمر متوفرًا ب وافر وبأسعار مناسبة.
در بازار، خرما فراوان و با قیمت مناسب بود.
💡 لديهم وافر من الوقت لإنهاء المشروع قبل الموعد النهائي.
آنها زمان زیادی برای اتمام پروژه قبل از مهلت مقرر دارند.
💡 قدمت الشركة وافر الدعم للموظفين الجدد.
این شرکت پشتیبانی کافی از کارمندان جدید ارائه داد.
💡 الحصول على قسط وافر من النوم هو واحدة من أفضل الطُّرق لتسريع انتعاشِ العضلات.
خواب کافی یکی از بهترین راهها برای سرعت بخشیدن به ریکاوری عضلات است.
💡 يمكن لتخصيص الموارد بشكل وافر أن يحفز الابتكار ويجذب الاستثمارات الأجنبية.
تخصیص سخاوتمندانه منابع میتواند نوآوری را تحریک کرده و سرمایهگذاری خارجی را جذب کند.
💡 كيف لطفلة سوداء أن يكون لها وافر الحظ في مجالسة موس ى
چطور یک دختر سیاهپوست میتوانست اینقدر خوششانس باشد که با موسی همنشین شود؟