واسطة

🌐 میانجیگری

یعنی «واسطه»، «میانجی»، یا «چیز / فردی که بین دو طرف قرار می‌گیرد». این کلمه در فارسی هم بسیار رایج شده و برای کسی یا چیزی به کار می‌رود که ارتباط یا انتقال را برقرار می‌کند.

اسم (noun)

📌 حالت

📌 متوسط

📌 یعنی

📌 وسیله نقلیه

📌 ساز

📌 آژانس

جمله سازی با واسطة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‫يمكن تكون محتاج واسطة وال حاجة عشان تأدي القسم؟

ممکنه برای سوگند خوردن به رابط یا چیزی شبیه به این نیاز داشته باشی؟

💡 لجأت العائلة إلى واسطة لنقل الرسالة بسرعة إلى القرية المجاورة.

خانواده برای رساندن سریع پیام به روستای همسایه به یک واسطه متوسل شدند.

💡 كانت واسطة الاتصال الجديدة أسهل من الطرق القديمة وأكثر دقة.

وسایل ارتباطی جدید آسان‌تر و دقیق‌تر از روش‌های قدیمی بودند.

💡 ومن المعروف عادة الكائنات الإلهية من خلال واسطة صورها.

موجودات الهی معمولاً از طریق تصاویرشان شناخته می‌شوند.

💡 استخدم الرجل واسطة صغيرة لنقل الصندوق الثقيل من مكانٍ إلى آخر.

مرد از یک وسیله کوچک برای جابجایی جعبه سنگین از یک مکان به مکان دیگر استفاده کرد.

💡 بلدي رياضي يعمل دائما غير منتظم تماما، دون واسطة او الصدد.

ورزشکار کشور من همیشه به صورت کاملاً نامنظم و بدون هیچ ارتباط و نفوذی فعالیت می کند.

کلمات مرتبط