وساطة

🌐 میانجیگری

این واژه به معنی «واسطه‌گری»، «میانجی‌گری» یا «میانجی بودن» است. «وساطة» در عربی به حالتی گفته می‌شود که کسی بین دو طرف قرار می‌گیرد تا کارشان را اصلاح کند، صلح بدهد یا ارتباط برقرار کند.

اسم (noun)

📌 میانجیگری

📌 کارگزاری

📌 واسطه‌گری

📌 کارگزار

📌 دلالی

📌 شفاعت

جمله سازی با وساطة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لكن وساطة من امرأة أخرى، شهرزاد، ويعيد النظام إلى المجتمع، ومعنى للملك.

اما میانجیگری زنی دیگر، شهرزاد، نظم را به جامعه و معنا را به پادشاه بازمی‌گرداند.

💡 تمت وساطة رسمية بين الطرفين بعد أسابيع من التوتر والمفاوضات الصعبة.

میانجیگری رسمی بین دو طرف پس از هفته‌ها تنش و مذاکرات دشوار انجام شد.

💡 وساطة المستر رايت ال تُرد لكن العمل في نادي السيارات ُأمنية‬ ‫آالف البشر؛ اجتهد حتى نقبلك‪.

وساطت آقای رایت رد نشده است، اما کار کردن در باشگاه اتومبیل رویای هزاران نفر است؛ تلاش کنید تا شما را بپذیریم.

💡 نجحت وساطة الشيخِ في إنهاء الخلافِ بين العائلتين بطريقةٍ هادئةٍ ومحترمة.

میانجیگری شیخ موفق شد اختلاف بین دو خانواده را به شیوه‌ای آرام و محترمانه پایان دهد.

💡 يلجأ بعضُ الناسِ إلى وساطة الأصدقاءِ عندما تتعقّدُ المشكلاتُ بينهم.

بعضی افراد وقتی مشکلات بینشان پیچیده می‌شود، به میانجیگری دوستانشان متوسل می‌شوند.

کلمات مرتبط